خرید بک لینک

قلمو برداشتم تا بنویسم در مورد اخرین روز از اولین ماه سال
چند بار نوشتم و پاک کردم
به یاد اوردم اتفاقات یک سال اخیر زندگیمو، سالی که سرشار از تجربه های جدید بود
البته ک خیلی هم تلخ بود
ولی تلخی این تجربیات بهم درسای خیلی خوبی داد
درسایی ک به موجبش به شکل شگفت انگیزی این سالو دوست دارم!
خدارو بابت داشتن عزیزانم شکر میکنم
و امیدوارم سالی سرشار از رشد رو در پیش رو داشته باشم.

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:31

چیزای خیییلی خوبی میخوام بنویسم ولی ذهنم خستس از مباحثه

دلم میخواد مدتی فقطط ططط طططط فک کنم

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:31

جدیدا خیلی در این مورد فک می کنمیاد گرفتم از تنهایی لذت ببرم؟میتونم انسان درست رو انتخاب کنم؟ اگر بخوام در مورد ایده ها و افکارم صحبت کنم باید بگم تقریبا تغییری نداشته ولی الان واقعا برام معنا دارن الادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 23:46

این روز ها خوشحال ترینم

چون سعیمو دارم میکنم

دارم سعی می کنم زندگی کنم؛ یاد بگیرم و مدیریت کنم

از اهنگام لذت میبرم

به گیاهام رسیدگی می کنم

کتاب میخونم

فیلم میبینم

توی خونه کمک می کنم

اشپزی یاد میگیرم!!

خوشبختی جز اینه که در کنار خانوادت باشی و از زندگیت لذت ببری؟؟

خوشبختم ولی با تو کامل تر میشه

کجایی؟

توام خوشحالی؟خوشبختی؟

امیدوارم وقتی دیدمت به اندازه کافی رشد کرده باشم...

امیدوارم به وقتش سرراه هم بیایم

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 23:46

امروز اومدی توی خوابم!

خیلی وقت بود نگذاشته بودم اون نور خاص توی قلبم بتابه

اون حس خاص

اون رنگ خاص دوست داشتنت

ولی خیلی وقتا دست خود ادم نیست

اومدی و قلبمو لرزوندی

چه کنم که در برابر دوست داشتنت اینقدر بی دفاعم

شاد باشی و سلامت

امیدوارم به تک ارزوی قلبت برسی

چه گویم ک ناگفتنم بهتر است...

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 23:46

موثر ترین فرد در زندگی من قطعا و یقینا مادرمه
کسی ک توی هر شرایطی تمام تلاششو میکنه بدون هیچچچ فکر منفی تمام نیروش رو برای انجام هررر کاری ک به بهترین نحو انجام بشه به کار میگیره
کسی ک به موقع مهربونه
به موقع عصبانی
به موقع بخشنده
به موقع...
کاش بتونم مث تو بشم از تموم وجودم میخوام ک مث تو بزرگ بشم بدون هیچ کینه و نفرت و حسادت و هیییچ حس بد دیگه ای توی قلبم
همینقدر بینظیر و سخت کوش
من هر چه دارم از بخشش خدای منه
خدا به سر من منت گذاشت ک شدم فرزند این خانواده
خدارو شکر

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 23:46

ششکرردیدی چی شد؟ من گیج شده بودم و تاریخ از دستم در رفته بود فکر می کردم چهارشنبه ۱۹ دی ماهه ولی امروز بود بنابر این من! مریممم! تونستم بعد از اینکه ساعت ۳ نصفه شب متوجه قضیه شدم طی یک عملیات محیر العادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 14:58

سلامدیشب برای اولین بار از اعماق وجودم برای داشتن ی دوست خیلی صمیمی گریه کریه کردم. ن اینکه دوست نباشه دوستای زیادی دارم ولی سطحیشاید خودم نمیتونم تا حد زبادی دیگرانو بپذیرم و یا بالعکس...الی باهام حرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 14:58

نوشتم عنوانشو زندگی یاد حرف مامبزرگ افتادم! بی ادبانس ولی همیشه هم ک نباید مودب بود!همیشه زندگی مودبانه بهت درس نمیده ی وقتایی با گریه بهت درس میده اونوقته ک میره توی مغز استخونت یااااد میگیری... آره!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 14:58

بعضی خوشحالیا بوی لیمو میدن همونقدر خوشرنگ و سرزنده

وقتی اون کاغذ خوشکل، با نوشته محرمانه رو دیدم، بابت ذوقش تو تا کردن اون تکه کاغذ ی لبخند بزرگ نشست روی لبم

توی دلم خوشحال شدم و سلیقشو تحسین کردم

با زبونی ک گناه نکرده بودم دعام کرده بود

منم بهترینا رو براش ارزو میکنم :))

ی چیزایی اونقدر عمیق روت تاثیر میذارن ک انگار ی بخشی شده از وجودت.

همدیگه رو دعا کنیم❤

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 14:58


ی وقتایی هرچقدر پشیمون باشی دیگه فایده ای نداره. قضیه اب ریختس...
ولی میشه ازش درس گرفت
میشه درسشو گرفت و رهاش کرد
زندگی جریان داره
با افتخار اشتباه کردم و ازش درس گرفتم
بمونه به یادگار!

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 14:58

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:45

یه وقتایی از همه جا برای ادم میباره. مثلا تو داری فک می کنی چقد تنهایی یهو اونقدر همه زمین و زمان دست به هم میده و انواع و اقسام موجودات زوج رو میاره جلوی چشت ک مرز نابودی میرسی. همیشه توی این موارد حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:45

امروز خیلی قشنگ شرو شد خیلی خیلی قشنگ... میدونی بهم چی گفت؟گفت بیا موهاتو ببافم تا نرفتم بیرون... چقدر توی دلم لحظه شماری میکردم ک اینو بگه... الحمد لله. خدار شکر ک مادر منی روح روان منی تمام وجود منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:45

رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن

یا ز جانان یا ز جان بایست دل برداشتن

#دلتنگی

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:45

صفحه بندی