خرید بک لینک

سلام

دیشب برای اولین بار از اعماق وجودم برای داشتن ی دوست خیلی صمیمی گریه کریه کردم. ن اینکه دوست نباشه

دوستای زیادی دارم ولی سطحی

شاید خودم نمیتونم تا حد زبادی دیگرانو بپذیرم و یا بالعکس...

الی باهام حرف زد و الان اصلا خبری از اون حس بد نیست...

این رو برای کسی مینویسم ک همیشه حامی من بوده توی سخت ترین شرایطی ک نمیتونستم به پدر و مادرم بگم و ازشون کمک بخوام

خیلی فراز و نشیب بوده

ولی مهم اینه ک الان اوتقدررر خوشحالم از مهربونیات درک بالات و البته حرص دادنات ک وقتی عصباتی میشم اون صدای خندت اب میشه و میریزه روی اتیش وجودم

خدارو شکر!

چقدر اهنگی ک مامان فرستاد به درد الان میخوره.

خداجون شکر بابت خوشبختی الانم

خدارو شکر بابت همه چیز

برچسب: نویسنده: سارا صالح‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 14:58

صفحه بندی